چکیده
هدف: تحول در نظام آموزشی و دستیابی به حکمرانی کارآمد، یکی از ضرورتهای بنیادین توسعه ملی در ایران به شمار میآید. در دهههای اخیر، افزایش پیچیدگیهای اجتماعی، گسترش فناوریهای نو، و تحولات سیاسی و فرهنگی، موجب شده است الگوهای سنتی مدیریت آموزشی پاسخگوی نیازهای نظام آموزشی نباشند. ازاینرو هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی حکمرانی آموزش ملی ایران با رویکردی بومی و مبتنی بر تلفیق نظاممند یافتههای پژوهشی پیشین است تا تصویری جامع از مؤلفهها، چالشها و ابعاد اثرگذار بر حکمرانی آموزشی کشور ارائه کند.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روششناسی، کیفی با رویکرد فراترکیب انجام شد. فرایند تحلیل بر پایه مدل هفتمرحلهای سندولوسکی و بارسو (2007) صورت گرفت که شامل مراحل: طرح سؤال پژوهش، جستوجو و انتخاب منابع، غربالگری، استخراج یافتهها، تحلیل و ترکیب، تفسیر و ارائه الگوی مفهومی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با حکمرانی آموزشی در بازه زمانی 2014 تا ۲۰۲۵ بود. پس از ارزیابی اعتبار و کفایت مفهومی، 49 منبع واجد شرایط شناسایی و کدگذاری شد. تحلیل دادهها در سه سطح باز، محوری و گزینشی انجام گرفت و الگوی نهایی حکمرانی آموزش ملی ایران تدوین شد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که حکمرانی آموزش ملی در ایران از دو وجه اصلی تشکیل میشود: وجه خارجی شامل چالشهای اجتماعی، پیشرفتهای تکنولوژیکی و ارتباط جهانی و تحولات سیاسی؛ و وجه داخلی شامل چالشهای درونی دانشگاهها و نظام آموزشی، عوامل مدیریتی و سازوکارهای ارتقای کیفیت آموزش ملی. تعامل میان این دو وجه، بنیان شکلگیری حکمرانی اثربخش را فراهم میآورد. الگوی نهایی حاکی از آن است که تحقق حکمرانی مطلوب آموزشی در ایران نیازمند بازتعریف نقش دولت و نهادهای سیاستگذار، تقویت نظام مشارکت ذینفعان، شفافیت و پاسخگویی در فرایند تصمیمگیری، و ایجاد نظام دادهمحور و ارزیابی مستمر است. همچنین، حکمرانی آموزشی باید در چارچوب ارزشهای فرهنگی و آرمانهای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش شکل گیرد تا بتواند ضمن بهرهگیری از ظرفیتهای جهانی، هویت اسلامی–ایرانی نظام آموزشی را پاس دارد. در نهایت، الگوی طراحیشده میتواند مبنایی نظری و راهبردی برای اصلاح ساختار سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت آموزش ملی در ایران فراهم سازد.