چکیده: (29 مشاهده)
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای اثرگذار بر مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش شهرستان اسلامآباد غرب به اجرا درآمد. این مطالعه از نظر هدف، در زمره پژوهشهای نظری-کاربردی و از نظر روش، مبتنی بر رویکردهای توصیفی-تحلیلی است. در مرحله توصیفی، ابتدا متغیرهای کلیدی مدیریت دانش از طریق مرور نظاممند ادبیات و روش اسنادی استخراج گردید و سپس بهمنظور بومیسازی و تأیید این متغیرها، از روش دلفی با مشارکت خبرگان (شامل معلمان، مدیران و کارکنان آموزشی) استفاده شد. در مرحله تحلیلی، دادهها بهصورت پیمایشی و از طریق پرسشنامهای محققساخته (طیف پنجدرجهای لیکرت) گردآوری گردید. جامعه آماری پژوهش را ۱۸۹۸ نفر از کارکنان و کادر آموزشی سازمان مذکور تشکیل دادند که از این میان، نمونهای ۱۰۰ نفری جهت تحلیل انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادهها و اولویتبندی مؤلفهها با بهرهگیری از روش تصمیمگیری چندمعیاره فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) صورت پذیرفت. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که هشت مؤلفه کلیدی شامل عوامل انسانی، فرهنگ دانش، مدیریت استراتژیک دانش، تولید دانش، کیفیت اطلاعات، فناوری اطلاعات و ارتباطات، انتقال دانش و استفاده از دانش بر مدیریت دانش اثرگذار هستند. نتایج تحلیلها نشان داد که مؤلفه «عوامل انسانی» در جایگاه نخست اولویتها و مؤلفه «استفاده از دانش» در پایینترین سطح قرار دارد. بهطور کلی، نتایج بیانگر آن است که عوامل انسانی و فرهنگ دانش، تعیینکنندهترین ارکان مدیریت دانش در سازمان مورد مطالعه هستند و اولویت پایین مؤلفه «استفاده از دانش»، نشاندهنده وجود شکاف در چرخه مدیریت دانش و ضرورت طراحی سازوکارهای عملیاتی جهت بهرهبرداری بهینه از سرمایههای دانشی سازمان است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي