XML English Abstract Print


دانشگاه آزاد کرج
چکیده:   (26 مشاهده)

شکاف میان تدوین و اجرای برنامه‌های راهبردی، یکی از مسائل دیرپای سازمان‌های آموزشی است؛ بسیاری از این سازمان‌ها سند راهبردی دارند اما در عمل به نتایج مورد انتظار نمی‌رسند. هدف پژوهش حاضر، تبیین سازوکارهایی است که رهبری آموزشی از طریق آن‌ها بر اثربخشی برنامه‌ریزی راهبردی اثر می‌گذارد. روش پژوهش، فراترکیب کیفی بر پایه‌ی الگوی هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو است و مطالعات منتخب داخلی و خارجی به‌صورت نظام‌مند گردآوری، ارزیابی کیفی و کدگذاری شدند. یافته‌ها نشان داد که رهبری آموزشی عمدتاً اثری غیرمستقیم دارد و این اثر از دو مسیر رفتاریِ مکمل ـ رهبری تحول‌آفرین و رهبری نوآورانه ـ آغاز می‌شود، از طریق دو میانجیِ موازیِ فرهنگ سازمانی و یادگیری سازمانی تقویت می‌گردد، و سپس با شکل‌گیری مشارکت، تعهد و انسجام سازمانی به اثربخشی راهبردی می‌انجامد. برخلاف الگوهای خطیِ رایج، در چارچوب پیشنهادی این میانجی‌ها موازی و تقویت‌کننده‌ی یکدیگرند و پیچیدگی و عدم‌قطعیتِ محیطی نقش تعدیل‌گر کل مسیر را ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که در محیط‌های پیچیده‌تر، سهم رهبری نوآورانه و یادگیری سازمانی در اثربخشی بزرگ‌تر می‌شود. بیشترین اثر مدل بر مرحله‌ی «اجرا» متمرکز است، نه «تدوین». این چارچوب، خلأ یک مدل یکپارچه را در ادبیات داخلی پوشش می‌دهد و مبنایی برای آزمون تجربی فراهم می‌سازد.

     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه دانش پژوهی در رهبری و مدیریت آموزشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Scholarship in Educational Leadership and Management Journal (SELMJ)

Designed & Developed by : Yektaweb