Khalkhali A.
(2026). The Possibility of Technology‑Based Theories in Educational Management: An Examination of Epistemological Foundations and Conceptual Transformations. SELMJ. 2(3), 1-23.
URL: http://selmj.ir/article-1-82-fa.html
خلخالی علی.
(1404). امکان نظریههای تکنولوژیبنیاد در مدیریت آموزشی: واکاوی مبانی معرفتشناختی و تحولات مفهومی دانش پژوهی در رهبری و مدیریت آموزشی 2 (3) :23-1URL: http://selmj.ir/article-1-82-fa.html
دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران
چکیده: (138 مشاهده)
مقدمه و هدف: تکنولوژیهای نوظهور، از هوش مصنوعی و کلانداده گرفته تا پلتفرمهای یادگیری دیجیتال، نهتنها ابزارهای جدیدی برای آموزش فراهم آوردهاند، بلکه مفاهیم بنیادینی چون یادگیری، تدریس، و رهبری آموزشی را بازتعریف میکنند. با وجود این تحولات، نظریهپردازی در حوزه مدیریت آموزشی همچنان عمدتاً بر چارچوبهای پیشادیجیتال و تلقی ابزارانگارانه از تکنولوژی استوار است. این پژوهش با هدف واکاوی امکان ظهور «نظریههای تکنولوژیبنیاد» در مدیریت آموزشی انجام شده است؛ نظریههایی که نه درباره تکنولوژی، بلکه با تکنولوژی و درون آن ساخته میشوند.
روششناسی: این پژوهش از نوع تحقیقات نظری-تحلیلی است که با رویکرد تفسیری و بهرهگیری از تحلیل فلسفی و مرور نظاممند ادبیات، به واکاوی سیر تحول مفهوم تکنولوژی، نسبت آن با علوم تربیتی، و مبانی معرفتشناختی نظریهپردازی تکنولوژیبنیاد میپردازد.
یافتهها: بررسیها نشان میدهد که مفهوم تکنولوژی از تلقی ابزارانگارانه (تیلور، وینر) به رویکردهای جوهریانگار (هایدگر، ایلول)، ساختگرایی اجتماعی (بیجکر، لاو)، و پساپدیدارشناسی (آیهد، وربیک) تحول یافته است. در علوم تربیتی نیز نگاه کارکردگرایانه به تکنولوژی جای خود را به رویکردهای انتقادی داده است که تکنولوژی را بهمثابه پدیدهای فرهنگی، سیاسی و هستیشناختی میفهمند. نسبت میان نظریه و تکنولوژی در علوم اجتماعی معاصر از رابطهای ابزارمند به رابطهای تکوینی و همسازمان تبدیل شده است. بر این اساس، نظریههای تکنولوژیبنیاد نیازمند عقلانیت «زیسته-دیجیتال» و گسست از تفکیک انسان/تکنولوژی، نظریه بهمثابه مدلسازی انتزاعی، و تصور مدرسه بهعنوان سیستم بسته هستند. استعاره «نظریه بهمثابه معماری شناختی» چارچوبی نوین برای فهم نظریهپردازی در میدان تکنولوژی ارائه میدهد که در آن نظریه، فضایی برای سازماندهی فهم، طراحی رابطه، و بازآفرینی معنا در مواجهه با جهان است.
نتیجهگیری: امکان نظریههای تکنولوژیبنیاد در مدیریت آموزشی، نه در ادامه طبیعی نظریههای پیشین، بلکه بر بستر یک دگرگونی معرفتشناختی قابل تصور است. این دگرگونی مستلزم تحول در زبان، استعاره، فضا، مشارکت، و شیوه بودن با تکنولوژی است. پژوهش حاضر با ترسیم این چشمانداز، گامی مقدماتی در جهت نظریهپردازی متناسب با زیستجهانهای دیجیتال مدرسه برمیدارد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي