مقدمه و هدف: هوش مصنوعی مدیران آموزشی را با چالشهای اخلاقی جدیدی مواجه ساخته است. چارچوب PEAIL ، اگرچه گامی مهم در مفهومسازی این حوزه است، اما مبتنی بر مطالعات غربی بوده و تناسب آن با بافت ایران آزموده نشده است. از سوی دیگر، پژوهشهای داخلی در این حوزه پراکنده و فاقد یکپارچگی هستند. هدف این پژوهش، ترکیب نظاممند مطالعات بینالمللی و داخلی برای ارائه مدل بومی «رهبری اخلاقی هوشمند» متناسب با نظام آموزشی ایران است.
روششناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش فراترکیب تطبیقی بر اساس مدل سندلوسکی و باروسو(2007) انجام شد. جامعه پژوهش شامل 42 مطالعه (۲3 مطالعه بینالمللی و19 مطالعه داخلی) در بازه زمانی ۲۰۲۰-۲۰۲۶ بود که با روش تحلیل مضمون و رویکرد تطبیقی مورد ترکیب و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: تحلیل تطبیقی به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۱۸ مضمون فرعی منجر شد. مقایسه مطالعات داخلی و بینالمللی تفاوتهای معناداری را در چهار حوزه نشان داد: چالشهای اخلاقی، صلاحیتهای مورد نیاز، بسترهای زمینهای، و راهبردهای عملی. در مطالعات داخلی، عواملی مانند تمرکزگرایی در تصمیمگیری، نبود خطمشیهای مشخص، شکاف دیجیتال عمیق، و نگرانیهای فرهنگی به عنوان چالشهای برجسته شناسایی شدند که در مطالعات بینالمللی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
نتیجهگیری: مدل «رهبری اخلاقی هوشمند بومیشده» ضمن بهرهگیری از چارچوب PEAIL هو ، با شناسایی ۸ عامل زمینهای خاص ایران و ۴ تنش اخلاقی جدید، چارچوبی نظری-عملی برای توانمندسازی مدیران و تدوین سیاستهای اخلاقی در نظام آموزشی ایران ارائه میکند.